تبليغاتX
لطفا در این مکان توقف کنید

نوشته شده توسط مسعود فروغی در ساعت 10:12 | لینک  | 

قديم ها به اين روزها كه مي رسيديم، در مساجد محل نمايشگاه هاي بزرگي راه مي انداختند و شب ها هم بعد از نماز مغرب و عشا برنامه هاي مختلف فرهنگي مثل اجراي سرود و تئاتر و ... براي اهالي محل ترتيب مي دادند.

قديم تر از آن به اين روزها كه مي رسيديم تنه بچه هاي محل لباس نظامي مي پوشاندند و آنها هم با ذوق و شوق به ياد پدرها و دايي ها و عموهايشان كه الان فقط از آنها قاب عكسي باقي است با سرود "ممد نبودي..." زندگي مي كردند.

اما قديم تر از آن جدي جدي جوان هاي رعناي شهر و روستا از زير قرآن رد مي شدند و درميان صداي گريه مادر و خواهر ها براي يك چيزي مثل "عشق" راهي جبهه مي شدند تا الان من و تو پشت كامپيوترهايمان بشينيم  و اين دنياي بي وفا را آباد كه نه؛ خراب تر نكنيم!


حالا فهميدي چرا قديم ها يك هفته ي اول مهر كارمان چرخيدن لاي عكس ها و خاطرات شهدا و جانبازها بود؟ آخر "آدم" باحال هاي محل نزديك مهر كه مي شد انگار قلب شان آرام و قرار نداشته باشد، آستين بالا مي زدند و يك گوشه حياط مسجد را شبيه "ميخانه" ي شهدا يا همان سنگرهاي جنگ مي كردند.

راستش را بخواهيد آن زمان وقتي نگاهم به عكس بدن هاي از آب پاكتر شهدا مي افتاد حالم تغيير مي كرد ولي خوب آنقدر متحول نمي شدم كه الان اين وضعم نباشد، بگذريم...


مهم نيست كه شهدا ياد كردن را بلد نبوديم مهم اين است كه آنها قطعا به ياد ما بودند تا الان به يادشان باشيم، چون اگر از آنها كششي نباشد ما هم به آنها كششي نخواهيم داشت، باور كنيد!

اين روزها بمب هاي چند تني بعثي ها بر سر زن و بچه ي مردم ريخته مي شد، تا آنها هم مثل ژاپني ها دست تسليم را جلوي حرف زور غرب بالا بگيرند اما قلب هاي وصل به كربلاي بچه هاي ايران خواب از چشمان نامردهاي جهان برد تا ما الان هنوز بگوييم سلام بر حسين(ع)...

اين روزها گلوله ها تن دختر و پسرهاي مظلوم را تكه تكه مي كرد تا پدر و مادرهايشان ديگر اذان در گوش آنها نگويند اما توسل تك تير اندازها(به خاطر كمبود سلاح همه بايد تك تيرانداز مي شدند) به علي اصغر(ع) دماغ لاشخورهاي دنيا را به خاك ماليد...
بي خيال بگذار از امروز بگويم... امروز دلهاي بچه مسلمون هاي ايراني چون به خاك همان شهدا راه دارد حال "شيطان" پرست هاي بدبخت زمان را مي گيرد...

امروز ديگر نه كسي مي گذارد "آب" بر روي خدايگان زمين بسته شود نه صداي "علي" براي چاه شهر پخش مي شود، امروز هنوز "علي" دستور نداده غلام ها در آتش راه مي روند و سالم بيرون مي آيند...

*****

اول- براي اينكه غير از شهادت راه ديگري براي مرگمان وجود نداشته باشد شادي روح شهدا صلواتي تقديم حضرت زهرا(س) كنيد.

دوم- مثل هميشه براي حال گرفته ي ما دعا كنيد.

سوم- يكي به اين خاتمي بگويد دروغ چيز بدي است!

نوشته شده توسط مسعود فروغی در ساعت 2:12 | لینک  | 

پرونده رمضان 1430 با حلول ماه شوال بسته شد تا اگر خدا بخواهد از فردا با خيال راحت دروغ بگوييم، خيانت كنيم، سر اين و آن را گول بماليم، راست راست حرف از امام و شهدا بزنيم دست آخر چپ برويم...

مي گويند بر اساس وعده الهي در ماه رمضان شيطان رجيم كه دوست و همكار صميمي نفس درب و داغون بنده و امثال بنده است در بند گرفتار است و اجازه جُم خوردن ندارد، به همين خاطر تنها منبع و منشا كج روي هاي انسان ها شاگرد خلف او يعني همان نفس سركش است.

به همين خاطر بايد در رمضان احساسي پديد آيد كه گويا راه و چاه از هم جداترند و تشخيص اينكه چگونه بايد به كاروان امام حسين(ع) رسيد راحتر!

در رمضان نبايد چشم ها بعضي فرشته هاي زميني را زيبا ببيند، گوش ها نبايد با شنيدن حرف هاي نشنيدني حال كنند، زبان بايد رام باشد، قلب اما از همه مهمتر بايد سليم باشد، اصلا گويي يك ماه روح و جان بايد خدايي شود، خدايي...

اما راستش را بخواهيد تمام عناصر در معرض گناه اينجانب فرزند آدم رمضان و غير رمضانش فرقي ندارند و به قول بچه هاي با حال تهران "بيق بيق اند"!

اشتباه نشود نمي گويم بنده نماينده همان شيطانم كه الحمدالله به مرحله ي سيا لشگري آل الله رسيديم اما حرف جاي ديگري است، بحث بر سر اين است كه هر كس و ناكسي كه توجه شيطان را به خود جلب نمي كند تا او برايش نقشه بكشد تا بعد از طي سلامت مسير به امام حسين(ع) برسد.

اگر موضوع را گرفتيد براي سلامتي امام عصر(عج) صلواتي ختم كنيد تا بعد...

بر اين اساس بنده حقير از خداي رحيم مي خواهم مرا هم به مرحله ي دشمني شيطان برساند تا از آنجا ان شا الله به عشق زمين و زمان برسيم؛ تمام!

*****
اول- مهرتان مبارك! بالاخره فصلي عوض مي شود ديگر!

دوم- گويا بايد ديگر براي جنابان كروبي، خاتمي و ميرحسين شمع گودباي پارتي تهيه كرد.

سوم- اوضاع خيت است، چرا تحولي پيش نمي آيد!

چهارم- ... بماند!

نوشته شده توسط مسعود فروغی در ساعت 15:35 | لینک  |